وبسایت شخصی علی منجزی

دست نوشته یا دل نوشته های یک برنامه نویس

وبسایت شخصی علی منجزی

دست نوشته یا دل نوشته های یک برنامه نویس

به نام یزدان پاک

روزی روزگاری در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می كرد كه همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میكرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد.
پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگری توانا برود.
او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: "ای مرد كجا می روی؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
گرگ گفت : "میشود از او بپرسی كه چرا من هر روز گرفتار سر دردهای وحشتناك می شوم؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
او رفت و رفت تا به مزرعه ای وسیع رسید كه دهقانانی بسیار در آن سخت كار می كردند.
یكی از كشاورزها جلو آمد و گفت : "ای مرد كجا می روی ؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
كشاورز گفت : "می شود از او بپرسی كه چرا پدرم وصیت كرده است من این زمین را از دست ندهم زیرا ثروتی بسیار در انتظارم خواهد بود، در صورتی كه در این زمین هیچ گیاهی رشد نمیكند و حاصل زحمات من بعد از پنج سال سرخوردگی و بدهكاری است ؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
او رفت و رفت تا به شهری رسید كه مردم آن همگی در هیئت نظامیان بودند و گویا همیشه آماده برای جنگ.
شاه آن شهر او را خواست و پرسید : "ای مرد به كجا می روی ؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
شاه گفت : " آیا می شود از او بپرسی كه چرا من همیشه در وحشت دشمنان بسر می برم و ترس از دست دادن تاج و تختم را دارم، با ثروت بسیار و سربازان شجاع تاكنون در هیچ جنگی پیروز نگردیده ام ؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
+ 13/12/2018 | 7:06 PM | ادمین |
About Me

Welcome to the hut of my writings with Ali Monjzi
[Followers4] | [Following2]
All Tags
افتتاح وبسایت شخصی علی منجزی ,غم ,خنده ,گریه ,شادی ,افتتاح ,علی ,منجزی ,وبلاگدهی ,ساخت وبلاگدهی ,ساخت وبلاگ ,اسکریپت ,اسکریپت وبلاگدهی , ​​​​​​​#z ,عاشق ,عشق ,معشوق ,این رل ,خانومم ,خانومی ,میم مالکیت ,جمله ی عاشقانه ,نفس , داستان گرگ پیر ,پیر ,گرگ ,پندآموز ,داستان ,داستان پند آموز ,علی ,علی منجزی , سر درد ,سردرد ,علی ,منجزی ,بلاگ ,وبسایت شخضی علی منجزی ,شقیقه ,درد ,هالک ,دشمن , داستان آموزنده «مداد سیاه» ,داستان های کوتاه داستان آموزنده مداد سیاه داستان جذاب ,سرگرمی ,سایت سرگرمی ,داستان ,داستان خواندنی ,داستانهای جذاب ,د , دپ ,شعر ,دکلمه ,متن ,علی منجزی ,وبلاگدهی ,برنامه نویسی ,سایت ,دلم گرفته ,خدا ,عاشقانه ,عاشقانه های منو خدا , خدا ,دوست ,دوست داشتن ,عشق ,عاشقانه ,عاشقانه ای برای خدا ,خداوندا دوستت دارم ,خداوندا سپاس ,جملات تاکیدی ,مثبت اندیشی ,شیرین , عشق ,زینب و علی ,زینب ,علی ,خانومم ,میم مالکیت ,برنامه نویسی ,علی منحزی ,منجزی ,اسکار بهترین ... ,
Statistics

Ip Today : 25
Ip Yesterday : 40
Date : یکشنبه 4 فروردین 1398
Google Today : 0
Google Yesterday : 0